ابو القاسم پاينده

80

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

بود با آن گارد جاويدان كه طنطنهء آن از ما ورأى قرون بگوش ميرسد ، در قادسيه ونهاوند در برابر سى هزار وكمتر چريك پياده وشتر سوار عارى از نظم وتعليم جنگى كه بسياريشان از ابزار حمله ودفاع چوبى بيشتر نداشتند سقوط نميكرد ويزدگرد نگون بخت با آن جبروت كه اسلاف وى تازيانه به دريا مىزدند از تيسفون تا مرو شتابان به استقبال مرگ در آسيا نميرفت . خواستند دامن على را بخون آلوده كنند ، ادعائى رسوا بود ، اين مرد كه نمونهء زهد وبزرگوارى وتقوى بود ودر همهء عمر چون سايه از پى محمّد ودر خطّ تعليمات وى ميرفت ويك ترك أولى نكرد ، از قتل عمر چه ميخواست ؟ در جلسهء نهائي شوراى منتخبان ، عبد الرحمن عوف از أو ميخواست تعهد كند كه بفرض انتخاب بر روش أبو بكر وعمر ميرود ونكرد گفت : « به اجتهاد خويش ميروم » . مردم عادى تعهداتى از اين قبيل را آسان ميكنند وآسانتر فراموش ميكنند وگويا تعهدى به مصلحت كردن وعمل نكردن از دست بخون آلودن آسانتر است . تاريخ ميگويد كه عمّال معاوية از پس قتل عمر در مدينه حاتم بخشي آغاز كردند تا زمينهء خلافت عثمان محكم كنند وكردند واين قرينهء ديگر است كه معاوية انگشتى در توطئه داشت وعمال وى از پيش به انتظار وآمادهء كار بودند تا به مال معاوية عثمان را كه پلّهء قدرت امويان بود ، تأييد كنند . از قتل عمر تا انتخاب عثمان سه روز بود واز مدينه تا دمشق بشتاب ممكن آن زمان دست كم دو هفته راه بود . با توفيق عثمان ، امويان سر برداشتند ، منصبهاى معتبر خاصّ ايشان شد ، نواحي وسيع را به تيول بردند وغنايم فراوان به كيسه ريختند وآنها كه از پيش ثروتى اندوخته بودند واز هول عمر ، جرات تظاهر